تبليغاتX
&،،،،،،،،،، جوانان ساربوک
سلام عرض میشود خدمت تمام عزیزان بازدید کننده از این وبلاگ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میخواستم بگم نظر یادتون نره فقط با نظر دادن این ویلاگ را یاری نمایید.

وتشکر میمکنم از آن دسته از عزیزانی که که همیشه یاری گر ما هستند!!!!!!! 

+ نوشته شده توسط رحیم در شنبه 12 مرداد1387 و ساعت 10:33 |
در زاهدان هر ساله جمیعت هایی برای بررسی وضیعت دینی مردم سراسر کشور و حتی در ابعاد

گسترده تر جهانی با حضور بزرگان مذهبی سراسر کشور برگزار میشود،این حلسات که تاثیر ژرفی روی

رو ساخت و زیر ساخت اعتقاد دینی مسلمانان ایران و جهان دارد همیشه مورد توجه مسلمانان بوده

و است.نتایج جلساتی که در راس ان مولانا عبدالحمید (مدظل اله)قرار دارد در ظرف زمانی اندک

به کلیه ی مسلمانان ایران خصوصا مناطق بلوچستان،کردستان،هرمزگان و مناطق سنی نشین ابلاغ

میشود و مردم را در جریان اینگونه جلسات قرار میدهند.

زاهدان همیشه استقبال کننده ای خوب برای دین مداران بوده،بزرگان دینی سراسر کشور برای

بحث و تبادل نظر در مورد مشکلات دینی می پردازند و همیشه در جران جدید ترین اتفاقات دینی

قرار دارند .

جا دارد که از زحمات بی دریغ مولانا عبدالحمید(مدظل اله)در زمینه فرهنگ سازی دینی مردم بلوچستان

از دل و جان تشکر کنیم و از ایزد منان برای ایشان عمر دراز و همیشه پر برکت را خواهانیم و همیشه

سلامتی و شادکامی و دوام خدمت صادقانه دینی را برای این بزرگوار دعا کنیم.! امین یا رب العالمین

       <<<مولانا جان ما خاک کف راهتیم و همیشه از دل و جان گوش به فرمان جناب داریم>>>

+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 1 خرداد1387 و ساعت 10:21 |
مردمي كه تاريخ گواي بزرگيشان است،سرحد از جمله مناطقي است كه پيوسته مورد توجه كشورهاي

غرب از حيث دارا بودن اب و هوايي مناسب و داشتن موقيعتي عالي بوده است.مردمي با داشتن ويژگي

هاي متفاوت و منحصر به فرد كه فقط وفقط در اين منطقه پيدا ميشود،ويژگي هايي چون شجاعت

دلاوري،حميت و ناموس پرستي هميشه اين منطقه را از تهاجم در امان داشته است.

سرحد در راستاي ان زاهدان و خاش هميشه مامن ازادگان و دين پرستان بوده است دين مداران

در زاهدان تبلوري خاص دارند .كه بزرگترين رهبر اهل سنت مولانا عبدالحميد كه مادر و پدرم فداي

او باد،در زاهدان  ميباشد و همچنين زاهدان محل تجمع مولوي هاي سراسر كشور و حتي جهان است.

                          اين مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده توسط رحیم در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 و ساعت 9:44 |
ادامه سخن در باره بلوچستان.........

و اما سرحد بلوچستان،تشکیل شده از خاش،سراوان، زاهدان وزابل.زندگی در این منطقه بر پایه طایفه

ای بنا شده افراد هر طایفه فقط از رئیس(سردار)خود اطاعت امر میکردند و در هر امری سخن سردار

حجت بود.ازدواج در این منطقه معمولأ درون گروهی بوده و است و به ندرت از طایفه دیگر زن 

میگرفتند یا دختر میدادند.اب و هوای این منطقه  به علت همسایه بودن با قله بزرگ تفتان....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در شنبه 3 فروردین1387 و ساعت 23:11 |


 

مقر و موقعيت جغرافيايي :

دهستان ساربوک دهستانی نيمه كوهستاني در ۴۵ كيلومتري غرب شهر نيك شهر است. اين روستا از جهت شمال به کوهستان و از طرف جنوب به شهر چابهار ،و جهات شرق به قصرقند و غرب به نیکشهرمحدود مي شود. اين روستا در مسير جاده مواصلاتي ايرانشهر به نيك شهر و چابهار قرار دارد.


رودخانه جريان هاي آبي :

 

رودخانه اي(کاجو)  كه از جنوب ساربوک مي گذد ، بخشي از رودخانه ی بزرگی است كه به طرف دشتیاری روانه میشود و یکی از منابع اصلی تامین اب دشتیاری را تشکیل میدهد اين رودخانه از نقاط كوهستاني و مرتفع سربازبه طرف ساربوک حركت نموده و پس از عبور ازقصرقندبه شاخه اصلي رودخانه دشتیاری مي پيوندد و به سوي درياي عمان روانه مي شود . نوع جريان آب اين رودخانه سيلابي مي باشد . پس از باران هاي موسومي كه در فصل تابستان مي بارد، به دليل عدم پوشش گياهي و شيب تند آن ، با شدت فراوان به طرف مناطق پايين دست حركت نموده و اراضي آبرفتي در مسير خود را مورد هجوم قرار مي دهد. رودخانه مذكور فصلي بوده و در ساير فصول خشك مي باشد. و اثرات مفيدي بر عمران و آبادي نواحي اطراف خود ايفا مي نمايد. در تغذيه سفره هاي آب زير زميني بويژه قنات ها اثر گذار است. وردخانه کاجو بدليل نوع ساخت زمين شناسي در طول سال داراي آب ( آب جاري در بستر رودخانه ) است.

 


آب و هوا :

 

آب و هواي اين منطقه فوق العاده گرم است – متوسط دماي ساليانه آن به بيش از 30ْ مي رسد ، خرداد و تير گرم ترين ماه هاي آن تلقي مي شوند. از شهريور ماه تا ارديبهشت هواي آن مطلوب و بهاري است – دي ماه سردترين ماه سال به حساب مي آيد و دماي آن بين 20ْ-10ْ است . به دليل نزديكي به مناطق كوهستاني شرقی و شمالی سرباز‌، اين روستا نسبت به شهر نيك شهر و نواحي اطراف آن هواي خنك تري دارد . ريزش هاي جوي منطقه بيشتر از نوع بارش است. نوع بارش به صورت رگبارهاي كوتاه وشديدي است كه كوه هاي عريان را شستشو مي دهد وسيلاب هاي شديدي را ايجا مي نمايد . بيشتر بارش ها ، تابستانه بوده كه از اواخر تير و مرداد مي بارد. بارش ها از نوع موسومي بوده و در فصل تابستان اثر مثبتي بر كشت برنج دارد. ميزان محصول وابستگي مستقيمي با بارش در طول تابستان دارد.


قنات : ( كَهْن)

 

با توجه به ميزان بارش و شدت تبخير در مناطق جنوبي بلوچستان ، ذخيره آب هاي زير زميني محدود است ، عموماً آب منطقه به جز در ماه هايي كه آب رودخانه به صورت سيلابي بوده و باران يم بارد، از طريق چشمه ها تأمين مي شود .

 

 

 

در قنوات فوق الذكر سهامداران افراد خرده مالك هستند. آب قنوات بر اساس نسبت آب به نسبت زمين تقسيم شده است . نظام آبدهي و آبرساني بر اساس «روز دِمْن و شب دِمْن» تقسيم بندي و سهم آب افراد از طريق اسم آنها دقيقاً مشخص گرديده است . هر قنات داراي اصول مربوط به خود است. قنوات به شيوه خود گراني اداره مي شون. هر كس در زمان مشخص و از آب خويش استفاده مي كند. فردي كه مسئول نگهداري آب قنات و جوها است را « پاکار » مي گويند .

پوشش گیاهی و درختان :

 

پوشش گياهي در هر منطقه تحت تأثير ميزان بارش آن منطقه است – بلوچستان از لحاظ نباتات گياهي ، ظاهري فقير دارد. ولي بارش هايي كه بصورت پراكنده مي بارند ، انواع گلها ، بوته هاي گياهي، درختان گَز و كُنار كه در نوع خود بي نظير هستند ، را پرورش مي دهد و جلوه طبيعت را عوض مي كنند. وبا وجود قنوات ساخته دست بشر ، باعث شد اين روستا به يكي از سرسبزترين روستاهاي بلوچستان مبدل شود، و هر بيننده از درختان خرماي سربه فلك كشيده حيران مي گردد. بطور كلي در كنار سيل ها و رودخانه ها به دليل وجود آب و رطوبت تراكم بيشتري از درختانديده مي شود .

 

 مهم ترين درختان و پوشش گياهي ساربوک:

 

مَچْ ( درخت خرما):

درخت خرما در نواحي گرمسيري ايران پرورش مي يابد . حيات جامعه ساربوک، يك ركن اساسي آن بر درخت خرما استوار است. در پاره اي از روايات دينيبه عنوان يك ميوه بهشتي ياد مي شود. وجود اسامي متعدد و انواع درختانخرما ( بيش از 30 گونه درخت خرما ) نشانگر اهميت بيش از حد درخت خرماست.فقط براي درك اهميت خرما براي يك ساربوکی كافي است به چند جمله توجه كنيد :

 ۱-وقتي فردي فوت مي نمايد، به كسي كه بر او نماز خوانده درخت خرما تعلق مي گيرد. ۲-كسي كه مريض مي شود يا به مشكلي دچار مي شود ، يك درخت خرما صددقه مي دهد. ۳- فردي كه زن مي گيرد ،60 اصله نخل خرما بعنوان مهريه به عروس تقديم مي كند. ۴- وجود اسامي مختلف براي يك شي ( از جمله درخت خرما ) بيانگر ارزش آن شي مي باشد . ۵- بردن محصول خرما به كشورهاي عربي براي هديه دادن به اقوام و دوستان .

انواع و گونه هاي درختان خرماي ساربوک :

 

۱- مضافتي           8- كُروچ                  15-كَلَمي               22- حساب

۲- دِسْكي            9- نيپگي                16-آبداني               23-رابون پوري

۳- رابي               10- مُوس بالي         17-هَيْكَل                24-روزبهاني

۴- كُتمي             11 - اگري               18- ديگِر                  25- تِراني

۵- گُشْ              12- شَكَري              19-كروچك               26-تركي كروچ

۶- هَلينگي          13- روگني             20-عاشه اي            27-گِل كَند

۷- آشوبَه             14- بَرْني               21-كَنْبر كروچ

قبل از پيدايش و توسعه كارخانجات مواد غذايي، خرما تنها منبع تغذيه مردم اين ناحيه بوده است و 80% نخل اين روستا مضافتي هستند. رنگ ، طعم ، نوع هسته ،شكل برگ درختان ، قطر تنه ،‌انواع درختان خرما با هم تفاوت دارد. درختان خرما در روستا به دليل كمبود زمين قابل كشت داراي اشكال رديفي ، مجتمع و متراكم هست. براي جمع آوري خرما مردم روستا به وسايل ذيل استفاده مي كنند: 1- كَچ ( سبد مخصوص حمل خرما ) 2- سُند( سبد مخصوص نگهداري خرما ) 3- مُرداك ( وسيله بالا رفتن از درخت خرما ) 4- ريز ( طنابي جهت پايين آوردن محصول خرما از درخت) .

 


كُنَرْ
( كنار ) :

 

درخت كنار از درختان خاص اين منطقه است. ارتفاع آن به بيش از 20 متر مي رسد. در گذشته نه چندان دور از آن براي شستشوي سر استفاده مي شدو داراي دو نوع مسقطي محلي است . در فصل زمستان محصول آن قابل استفاده مي باشد.


كَهُور
:

 

از درختان موجود در ساربوک مي باشد. ار تفاعش به بيش از 15 متر مي رسد درختي با تاج بزرگ و گرد و خارهاي تيز است.


اَنب ( انبه ):

 

منشأ اين درخت از هند بوده و به دو نوع محلي و پاكستاني تقسيم مي شود. به طور متوسط درخت انبه بيش از 500 كيلو محصول مي دهد . در فصل تابستان زمان برداشت محصول فرا مي رسد. از انبه نارس نوعي ترشي به نام «هَرّامharram» درست مي كنند.



 


انواع مركبات
( پرتقال ، نارنگي ، ليمو ترش و شيرين و...):

در سال هاي اخير پس از توزيع نهال ارزان قيمت توسط جهاد كشاورزي شهرستان نيك شهر و بالا رفتن قيمت انواع مركبات ، كاشت آن بطور وسيعي سير صعودي داشته است.


باقلا و شبدر:

 

محصول عمده روستاي مذكور درفصل زمستان باقلاو برنج مي باشد كه تقريباً 90% اراضي كاشت شده را در برمي گيرد.


برنج:

 

وجود آب و هواي گرم و قنوات پر آب ، موجب كاشت برنج از دهه هاي گذشته رد روستا شده است. تمام مراحل كاشت، داشت،برداشت به شكل سنتي صورت مي گيرد . و از جمله تنها روستاهايي است كه در گذشته بيشتر انواع برنج ( چامپا، دُم سياه و سدري ) ولي در حال حاضر (آمل3 ، خزرو هزاري ) كه از اقام پر محصول برنج هستند ، در ساربوک كاشته مي شدند. نكته مهم در توليد محصولات كشاورزي ساربوک ، توليد براي معيشت ( نه براي تجارت و خريد و فروش ) مي باشد. به غير از خرما و تا حدودي برنج ساي توليدات جنبه مصرف شخصي و خانودگي دارد.


10-داز :

 

داز درختچه اي جنگلي است، كه در حوالي روستاي ساربوک و داخل دره ها و رودخانه ها مي رويد، از برگ درخت داز وسايلي بدست مي آيد كه عبارتند از :

 

رديف

نام محصول

تلفظ

توضيحات

1

ريز

reyz

كه از برگ درخت داز بدست مي آيد

2

سُند

sond

نوعي سبد است و از برگ نوعي داز به نام پُرك كه برگهاي سخت دارد بافته مي شود.

3

سَبْت

sabt

از آن براي وزن كردن برنج و خرما استفاده مي شود .

4

پيش بند

Peesh band

نوعي وسيله بسته بندي خرماست.

5

مرداک

mordak

وسيله اي براي بالا رفتن از نخل خرماست

6

تَگَرد

tagard

نوعي حصير است كه براي زيرانداز و سقف كرگين و لوگ بكار مي رود.

7

كَمْب

camb

برگ خشك شده داز را گويند و براي ساختن سقف منازل چوبي و گرد توپ بكار مي رود

8

كوْنَل

counal

داز ميوه اي به اسم كونل دارد كه خوشمزه بوده و به مصرف انسان و دام مي رسد


برنج كاري :

اقتصاد اين روستا بر كشاورزي استوار است. برنج ركن اساسي كشاورزي ساربوک است، برنج را اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت مي كارند و در اواخر تير و مرداد برداشت مي كنند . در مناطق گرمسيري بلوچستان، در تمام طول سال بدليل گرماي هوا امكان كاشت و برداشت برنج وجود دارد. بنج كاري داراي مشكلاتي است :

 1- كمبود آب در فصل زمستان .

2- كوچك بودن زمين هاي كشاورزي كه امكان استفاده از تراكتور را سلب كرده است. 3 – متدهاي سنتي كشت .

4- عدم استفاده از ابزارهاي جديد و نوين.

 5- كمبود بذر اصلاح شده و كود و بالا بودن قيمت نهاده هاي كشاورزي.

برنج كاي به روش سنتي بيشتر بصورت خانوادگي انجام مي شود.فقط مقدار كمي از برنج برداشت شده به فروش مي رسد .   

روزي كه برنج كاري صوت مي گيرد، روز حَشَرْ مَدَتْ (hasher madat)  گفته مي شود.خوشه هاي برنج را پس از درو كردن در محلي به نام جوهان (joohan) جمع مي كنند، و بعد از سه روز آنرا با استفاده از گاو از كاه جدا مي كنند در اصطلاحح اين عمل را مُوش (moosh) يامُش (mosh) مي گويند.سپس برنج را در برابر باد قرار داده تا پاك شود به اين عمل يردادن (year) گفته مي شود. و آن را جهت استفاده در طول سال در كيسه هاي بزرگ «کامبا kamba » يا گُوالِگْ (govaleg) قرار مي دهند. بزرگترين زمين هاي كشاورزي اين روستا در «رایدر» مي باشند . سابقه كشت برنج در اين روستا بيش از يك قرن مي باشد اولين نوع برنج كاشته شده در اين روستا از شمال ايران واردساربوک شده است.

پاگار فردي بود كه توسط خان تعيين مي شد و به مراقبت اراضي كاشته شده در برابر حيوانات وحشي و اهلي  مي پرداخت . در گذشته نه چندان دور كه روابط پولي وجود نداشت ، برنج بصورت پاياپاي جهت تأمين احتياجات مردم ساربوک مبادله مي شد، بطوريكه روستاييان اطراف ساربوک برنج را در مقابل پرتقال ، انار ، انواع سبزي، تنباكو و دام از ساربوکی ها دريافت مي كردند.ساربوک روستايي است كه علي رغم خشكسالي هاي اخير ، از حداقل نيم قرن گذشته به طور مستمر در آن برنج كاشت مي شود. برنج كاران در گذشته انواع برنج  «دُم سياه – چامپا – سدري »مي كاشتند ولي در حال حاضر بيشتر برنج خزر ، آمل3 و  ساير انواع بنج هاي پر محصول و زود بازده را مي كارند.

جمعیت ، طوایف ، فرهنگ

جمعيت :

دقيقاً سابقه سكونت در ساربوک مشخص نيست. وجود چندين قبرستان كه كسي از سابقه و قدمت آنها خبر موثق نداردحاکی از دیرینه بودن ساربوک است . ساربوک يكي از قديمي تري روستا هاي بلوچستان است . و داراي قلعه بوده و روستايي خان نشين است.

دهستان ساربوک ، سكونتگاه پر جمعيتي است و جمعيت آن بالغ بر ۱۶۰۰۰ نفر مي باشد. اكثر جمعيت آن در گروه سني جوانان قرار دارند ، ميزان مهاجرت جمعيت آن بسيار بالاست ، جوانان جهت كار به كشورهاي عربي يا شهرهاي استان براي كار و تحصيل  مهاجرت مي كنند.

بعد خانوارهاي شهر حدود ۵تا۷ نفر است.


محلات روستاي ساربوک:

 

ساربوک داراي ۷ محل مي باشد كه عبارتند از :

1- کلات بازار

2-  بازار تولگانی

3-  برزاد بازار

4-  بازار مورتینسی ها

5-  بازار دن سری ها

6-  پشت بازار

7-  بازار عشایر

اين روستا داراي شكل طولي مي باشد ، محله برزاد پرجمعيت ترين محله است و محله پشتی  كم ترين جمعيت را دارد.پ .محله كلات يا بازار محل استقرار خان بوده است و قلعه خان در آن قراردارد. محله تولگانی ، مراكز آموزشي  و ادارات دولتي و فروشگاه ها را در خود جاي داده است.


طوايف مختلف روستاي ساربوک:

 ۱-طایفه حاکم:این طایفه در قدیم حاکمیت ساربوک را بر عهده داشتند.

۲-  طايفه رئيسي:

مهم ترين و بزرگترين طايفه روستاي ساربوک رئيس ها هستند. ايشان از مالكيت زمين ، آب و نخ و باغات برخوردار هستند. بيشتر افراد باسواد و تحصيل كرده اين روستا را افراد اين طايفه تشكيل مي دهند و اكثر ساكنين رئيس اين روستا، با هم رواب خويشاوندي دارند.

۲-  طايفه درزاده :

بعد از طايفه رئيسي بيشترين درصد جمعيت ساكن در ساربوک را تشكيل مي دهند و در محلات کلات  ساكن هستند. ازدواج آنها به صورت درون گروهي است. درزاده ها مالكيت آب و زمين كشاورزي را بر عهده ندارند ، ولي در كارهاي كشاورزي به رئيس ها كمك مي كنند.

۳-  طايفه داوودي ها( اُستا ):

در محله برزاد ساكن هستند. از طريق تهيه ادوات كشاورزي براي طايفه رئيسي  امرار معاش مي كرده اند. اُستا پیر بخش مشهورترين فرد اين طايفه بوده است.

۴-  طايفه نوكري:

در محله دن سرساكن هستند. و پايين ترين گروه اجتماعي ساكن در روستا هستند. اكثر جوانان اين طايفه به كارگري و كار ساختماني و حفر چاه مشغول هستندف ميزان تحصيلات آنها پايين است.

مهاجرت :

مهاجرت از ساربوک به ساير نواحي به دو دسته تقسيم مي شود:

1-  مهاجرت به كشورهاي عربي و پاكستان

2-  مهاجرت به ساير شهرهاي ايران

1- مهاجرت به ساير شهرهاي كشور مشتمل است بر :

·       كارمندان دولت:

جمع كثيري از ساربوکی هایی كه به استخدام نهادها و ارگانهاي دولتي درآمده اند، به شهرهايي چون نيكشهر ، چابهار ، كنارك ، مهاجرت نموده اند كه انگيزه اشتغال دارد.

·       دانشجويان:

با توجه به قابل توجه بودن دانشجويان روستاي مذكور خيلي از اين افرادمجبورند براي تحصيل در مراكز تربيت معلم ، دانشگاه هاي دولتي و آزاد به چابهار ، زاهدان و زابل مهاجرت نمايند.

·       دانش آموزان:

دانش آموزان زيادي قبل از تأسيس دبيرستان پسرانه براي تحصيل در دوره متوسطه به زاهدان ، چابهار ، ايرانشهر و نيكشهر مهاجرت مي كردند. اين نوع مهاجرت قدمتي چند دهه دارد.

3-  مهاجرت به خارج از كشور:

الف- مهاجرت به كشورهاي پاكستان:

انگيزه اين مهاجرت ها به دلايل سياسي و تغيير حكومت پس از سال 1358 در ايران صورت گرفت. در اثر آن تعدادي از جوانان ساربوکی به كشورهاي مختلف آسيايي و اروپايي سفر كردند.

ب-مهاجرت به كشورهاي عربي:

مهاجرت به كشورهاي عربي بيشتر انگيزه اشتغال دارد. جوانان و بزرگسالان جزء مهاجرين هستند. حدود ۷۵% مهاجرت ها به كشور عمان صورت مي گيرد و ۲۵% ديگر به كشورهاي امارات متحده عربي و قطر صورت مي گيرد. شايد تاريخ كشور عمان را به مردم مهاجراين روستا در ارتباط بدانيم . مهاجرين كه در گذشته هاي دور به آنجا مهاجرت كرده اند به منصب هاي بزرگ اداري چون ارتش و ساير ادارات دولتي دست يافته اند. مهاجرين پس از سفر به پاكستان با اخذ رواديد و ويزاي آن كشور به عمان مهاجرت مي نموده اند، و اقامت آن كشور را بدست آورده اند.ساربوکی ها پس از هر سفر هر ماه مقداري پول براي خانواده هاي خود ارسال مي كنند. مسافرين برگشته از سفر اجناسي از قيل « لباسهاي زنانه و مردانه ، صابون و  شامپو ، كيف و كفش ، شربت و شكلات ، ظبط و راديو ، انواع لوازم آرايشي و بهداشتي و مواد غذايي » را به همراه مي آوردند. و به هنگام بازگشت « انواع  خرما ، لباس هاي سوزن دوزي شده ، گوشت خشك شده ( تباهگ) ، تنباكو ، انواع آجيل و ...» را به عنوان سوغات به آنجا مي برده اند.مهاجرت در گذشته كه وسايط نقليه ، به شكل امروزي گسترش نيافته بود، بصورت دسته جمعي انجام مي شد.كه چند همراه هم به پاكستان و سپس به عمان سفر مي كردنديا از طريق دريا سفر مي كرده اند.مهاجرين در آنجا تحت تأثير فرهنگ كشور مقصد قرار مي گيرند و حتي كلمات زبان انگليسي و عربي را در زبان بلوچي گسترش مي دهند.

 

سياست و مشاركت مردمي :

 

ساربوک از گذشته هاي دور يكي از روستا هاي بلوچستان بوده كه با توجه موقعيت جغرافيايي، آب فراوان ، استعدادهاي كشاورزي ، سابقه و قدمت تاريخي و جمعيت ثابت و يكجانشين مورد توجه بوده است شايد به همين دليل ساربوک روستايي خان نشين بوده است. <<میر یار محمدو غلام محمد>>جزء مشهورترين خان هاي ساربوک بوده و هستند. مردم اين روستا در كارهاي سياسي و تعيين سرنوشت خويش علاقه اي وافر دارند . مشاركت 100% در انتخابات شوراهاي دوره اول ودوم و يا انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، رياست جمهوري دلايلي بر صحت ادعاي فوق الذكر هستند . هر فرد به هر شخصي كه بخواهد رأي مي دهد ، شايد گسترش سطح سواد ، وجود رسانه هاي ارتباط جمعي ( راديو، تلويزيون ،‌مجلات و روزنامه ها ) و ارتباط مردم اين دهستان با ساير نواحي داخل و خارج كشور  ، زمينه افزايش مشاركت سياسي مردم را بيشتر نموده است .


ويژگي  اجتماعي و فرهنگي مردم ساكن ساربوک :

 

مردم ساربوک راستگو  ،‌ سخت كوش ، علاقمند به كار كشاورزي و بردبار هستند. تحمل  آنها در برابر مشكلات زياد است . و در دوستي و مهمان نوازي مردم اين ديار شهره عام و خاص هستند. آنها به تفريح  و مسافرت بسيار علاقه دارند، همچنين  مردم اين ناحيه و روستاهاي اطراف ، ميل وگرايش زیادی طبق سنت پاک رسول(ص) به ازدواج مجدد و چندزني دارند. همچنين تلاق دادن را كاري زشت مي شمرند.بيشتر ازدواج ها ، به صورت خويشاوندي و فاميلي است ، امري كه در بين تحصيل كردگان اين روستا به وفور مشاهده مي شود. از نظر مذهبي سخت پايبند به اعتقادات خود هستند . نماز جمعه در مسجد جامع اين روستا واقع در محله برزاد و تولگانی خوانده مي شود .


باورها:

 

مردم اين روستا در گذشته به چيزي به اسم پير اعتقاد داشتند. براي تراشيدن سر فرزندان خود به محلي به اسم « پیر سهراب و زیارت کلمت »  مي رفتند و با كشتن گوسفند سر بچه هاي خرد سال را مي تراشيدند ولي اين امر در حال حاضر منسوخ شده است .  مردم براي رفع برخي از مشكلات خود به نزد روحانيوني كه تعويض مي دهند ، مراجعه مي كنند( روستاي پارگ در شهرستان چابهار ) و اعتقاد خاصي به اين روحانيون دارند. تا رفع رجوع و مشكل كنند. همچنين براي مشخص كردن فردي كه دزدي كرده است ، از آيينه استفاده مي كنند ، البته فقط افرادي خاص به آن اعتقاد دارند. برخي ديگر نيز به « سحر و باطل ن اعتقاد دارند. امري كه بیشتردر میان زنان اين روستا رواج دارد. گواتي يكي از نيروهايي است كه براي رفع بيماري ها استفاده شده است.  


داستان ها :

 

در گذشته ، قبل از زماني كه تلويزيون ، راديو ،ويدئو و ساير وسايل ارتباط جمعي ، كاربد آنها بطور گسترده رايج شود ، معمولاً وقتي جايي شب نشيني مي شد ( زماني در خانواده نوزادي به دنيا مي آمد و خويشان ونزديكان اين خانواده هفت شب پشت سر هم تا پاسي از شب به رسم ششگاني دور هم مي نشستند) فردي از ميان آنها ، قصه مي گفت و حاضرين شنونده بودند.استفاده از ضرب المثل هاي بلوچي هميشه كاربرد دارد :

1-  دَستي پَه هَنْگور نَرَسي گُوشْي تُرُپْشِنْ

۲  نامي گِر جاهي بِل

۳-  صَبْرَيْ بَرْ شيرِن اِنت

۴-  ساد هَما جا دِريت كه بارَگْ تِرِنْت

6-  پيرين كَپوت رامَگ نَبيتْ


 

زناشويي و ازدواج :

 

قبلاً جوانان زود ازدواج مي كردند ولي با افزايش سطح تحصيلات در اين روستا ازدواج در سن 25 سالگي به بالا براي مردان و 22 سالگي براي زنان روي مي دهد 0 (مگر در مواردي خاص ازدواج در سنين پايين صورت مي گيرد)معمولاً براي خواستگاري از فرد رابطي براي خواستگاري استفاده مي شود كه از طرف خانواده پسر به خواستگاري دختر مي رود. عروسي را در زبان ساربوکی«سیر» مي گويند. در ساربوک رسم بر اين است كه شخص داماد 60 نفر درخت خرما و يك  قطعه زمين به اندازه بلوچاني زمين  و 30 مثقال طلا به عروس به عنوان جهاز مي دهد. عروسي حدود 3 شبانه روز طول مي كشد . در دوران نامزدي رسم است كه پسر و دختر همديگر را نمي بينند يا خيلي كم مي بينند ، البته در حال حاضر اين مسئله فروكش كرده و روابط بسيار نزديكتر شده است.(دليل آنرا مي توان در بالا رفتن سطح تحصيلات دانست) داماد را در روز عروسي براي استحمام به قنات اطراف مي برند،‌جوانان همسن و سال او را همراهي مي كنند. برخلاف ساير نقاط ايران ، در اين منطقه داماد به خانه عروس مي رود. پس از مراسم عروسي روز بعد از آن روز ( مبارکی ) خوانده میشود.   داماد پس از ازدواج حداقل يك تا چندهفته براساس عرف اين روستا در خانه پدر زن خود باقي مي ماند. زدن «دُهل» به همراه «رقص» در روستاي ساربوک قدمتي ديرينه دارد و مختص اين منطقه مي باشد ولي اين سنت هم در حال از بين رفتن است كه جاي تأمل بيشتر دارد كه توجه بيشتري به آن شود. همه دوست دارند كه اولين فرزند آنها پسر باشد تا بتواند يار و همكار پدرش باشد و اسم پسرشان را  نام يكي از اجداد خود انتخاب می كنند تا ياد گذشتگان حفظ شود.

   


مراسم عزاداري:

 

عزاداري در اين روستا 3 روز است. مراسم «چهل» و «چهار ماه» و «يك سال» هم مي گيرند. زنان در طول مراسم عزاداري ( پُرس) برگذار میکنند. بعد از فوت يك نفر تا سال فرد فوت شده افراد آن خانه بويژه زنان لباس نو نمي پوشند و به عروسي هم نمي روند.


غذاهاي محلي :

 

در گذشته هاي نه چندان دور غذاي اصلي مردم اين روستا از غذاهاي زير تشكيل شده بود:

1– برنج : بدليل كشت برنج در اين روستا از گذشته هاي دور ، مردم رئيسي و حاکم بيشتر از برنج استفاده مي كردند.

2- خرما : اكثريت رئيس ها درخت خرما داشته اند و از محصول آن استفاده مي كرده اند. در حالي ساير طوايف ساكن اين روستا كمتر به آن دسترسي داشته اند.

3- چانگال :غذايي است كه از تركيب خرما با نان و روغن به دست مي آيد. آنرا قبل از ظهر مي خورند، افرادي كه كار كشاورزي مي كنند جهت رفع گرسنگي ساعت 10 صبح چانگال مي خورند.

4- حلواي شيرگي : خرما را مي جوشانند ، از آن شيره اي به دست مي آيد، سپس آن را با برنج آسياب شده مي پزند پس از پخت روي آن روغن مي ريزند و صرف مي كنند. بيشتر در هنگامي كه فرزندي به دنيا مي آيد از اين نوع حلووا استفاده مي كنند.

5- نان تيموش : در گذشته كه نانوايي وجود نداشت اين نوع نان را مي پختند ، البته در حال حاضر نيز اين نوع نان پخت مي شود. آرد خمير شده را روي تين داغ مي گذارند و مي پزند، بيشتر در هنگام صبح نان تيموش پخت مي شودو به همراه صبحانه صرف مي شود.

6- تباهگ : در قديم كه يخچال نبود، گوشت را به صورت تباهگ در مي آورند. بر روي گوشت تازه انار آسياب شده مي مالند و آنرا در مقابل نور خورشيد آويزان مي كنند تا خشك شود. تباهگ را  همراه برنج بيشتر در ماه مبارك رمضان صرف مي كنند.

7- نارشت :غذایی ساده است که همه ی طوایف ساربوک از ان استفاده میکنند. 

  مهمترين انواع غذاهايي كه از خرما تهيه مي شود، عبارتند از :

1-  چانگال

2-  خرما بريج : غذايي است كه از تركيب خرما با آرد و روغن بدست مي آيد.

3- كَتُكْ : خرما نارس را  دو قسمت مي كنند ،‌هسته آنرا جدا مي كنند و آنرا خشك نموده و در فصل زمستان مصرف مي كنند.

4- حارَگ (HARAG) : خرما مضافتي نارس را داخل آب به مدت 4 ساعت مي جوشانند و جلوي آفتاب به مدت 3 روز پهن مي كنند تا خشك شود. اين نوع خرما از مكران به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس ارسال مي شود.

5-  حلواي شيرگي:قبلا بیان شد.

6-  هُمبي نا : خرماي رسيده را داخل كوزه با شيره خرما تركيب مي سازند، كه خرماي همبي بدست مي آيد.


مسکن :

 

در گذشته هاي نه چندان دور ،‌مساكن اين منطقه از نوع چوبي بود. با استفاده از مصالح موجود در طبيعت  ، شاخ وبرگ و تنه در خت خرما ، مساكن از جنس چوب تهيه مي شدند. ولي در حال حاضر الگوي سكونتي مردم اين روستا عوض شده است. حدو ۱۰۰%‌ مساكن روستاي ساربوک از جنس خشت و گل است. با توجه به ارزاني خشت و موجود بودن گل در اراضي كشاورزي موجود در روستا براي ساختن واحدهاي مسكوني از گل وخشت استفاده شده است . ولي خانه هاي جديدالاحداث از نوع آجري مي باشد. نوع جنس ساختمان با درآود افراد رابطه مستقيم دارد افرادي كه درآمد بالايي دارند بيشتر منازل خود را از سيمان و آجر بنا مي كنند. افرادي كه خارج از ساربوک بويژه در كشورهاي عربي کار مي كنند پولي را براي ساخت منزل به اين روستا روانه مي دارند. در اين روستا علاوه بر واحد هاي مسكوني آپارتماني و آجري، مساكني به اسم  « لُوگْ»، « گَرْگِين » وجود دارد.


 صنايع دستي :

 

سوزن دوزي :

سوزن دوزي در اين روستا مثل ساير نواحي بلوچستان به شدت ( حالت رقابتي ) وجود دارد. بهترين نمونه هاي سوزن دوزي شده منطقه در ساربوک وجود دارد. اكثريت زنان خانه دار به اين كار حين فراغت از ساير كارهاي منزل مشغول هستند. بسياري از مدل هاي سوزن دوزي شامل « روسري ، پيراهن و شلوار زنانه » مي باشد . زنان و دوختران ساربوکی با استفاده از نخ و سوزن به شكل ها و رنگ هاي متنوع سوزن دوزي مي كنند كه قیمت هر لباس حدود ۲۰۰۰۰۰هزار تومان میباشد و مي طلبد دولت در اين زمينه سرمايه گذاري و توجه بيشتري نمايد.  


ساربوک ، دهكده اي فرهنگي :

 

يكي از روستاهايي  كه از گذشته اي دور داراي فارغ التحصيل در مراكز آموزشي شهرهاي مختلف استان بوده است ، دهستان ساربوک مي باشد. براساس مطالعات صورت گرفته  اين روستا تا سال 1384 حدود تقریبا ۴۰۰تا۵۰۰ نفر از مراكز آموزش عالي ( دانشگاههاي دولتي ، مراكز آموزشي تربيت معلم ، دانشگاه آزاد اسلامي) فارغ التحصيل شده اند و در مراكز اداري و سازمان هاي دولتي سطح استان ، بويژه چابهار ، نيك شهر ، كنارك مشغول به كار هستند. تمام مراكز آموزشي در مناطق آموزش و پرورش نيك شهر ، قصرقند ،‌بنت ، چابهار و كنارك مملو از كاركنان فرهنگي اين دهستان است .

عهم اكنون ۱۵۰۰نفر دانش آموز در دوره هاي ابتدايي، راهنمايي ، دبيرستان و مركز پيش دانشگاهي در اين روستا مشغول به تحصيل  هستند كه در نوع خود جالب و در خور تحسين مي باشد . همچنين نهضت سواد  آموزي كلاس هايي را در سطح روستا جهت يادگيري سواد براي بيسوادان داير نموده است .

وجود معلمين دلسوز مراكز آموزشي مختلف در سطح روستا ، خانواده مشوق ، وجود استعداد مناسب و زمينه قبلي براي تحصيل بدون ترديد در رشد و توسعه آموزشي و علمي ساربوک مؤثر بوده اند. در حال حاضر كمتر خانواده اي ديده مي شود كه حداقل داراي يك نفر دانشجو يا فارغ التحصيل دانشگاهي نباشد. همچنين قابل ذكر است كه 100% دانش آموزان  مركز پيش دانشگاهي امام حسین(ع) در سال تحصيلي83-82  و 84-83 و ۸۶-۸۵ موفق به اخذ مدرك پيش دانشگاهي و قبولي در مراكز آموزش عالي ( در دور اول كنكور) شده اند.

اگر يك تحقيق بطور نمونه انجام دهيم در مي يابيم كه بيش از 90% ساربوکی هاداراي سوادي در مقطعه متوسطه و ديپلم به بالا هستند. در حقيقت اهميت سواد در اين روستا در بين مردم نهادينه شده است. اكثريت معلمين حق التدريس كه در روستاهاي اطراف مشغول به تدريس هستند ، از جوانان دهستان ساربوک مي باشند.


زير بناها و زير ساخت ها:

 

انواع امكانات و خدمات روستای ساربوک :

 

الف – خدمات آموزشي:

1- كودكستان     1 واحد

2- كلاس هاي نهضت سواد آموزي (چندین واحد موجود میباشد)

3- مدرسه ابتدايي چند پايه     ۱ واحد دخترانه و ۱ واحد پسرانه

4- مدرسه راهنمايي    ۲ واحد پسرانه و 1 واحد دخترانه

5- دبيرستان ( نظري)    1 واحد پسرانه و1 واحد دخترانه

 

ب – خدمات پزشكي درماني:

1- ماماي روستايي ۳ نفر

2- خانه بهداشت   ۸ واحد

3- مركز بهداشتي درماني   1 واحد

 

ج – خدمات زير بنايي و رفاهي :

1- راه آسفالته تا مركز شهرستان

2- برق

3- آب لوله كشي

4-  تلفن ( مركز تلفن ثابت ) و تحت پوشش شبكه تلفن همراه

 

د – خدمات اداري و رفاهي :

1- دهياري

2- شوراي ده (فعال)

3- دفتر پست

4- شركت تعاوني روستايي

5- فروشگاه هاي عرضه مواد غذايي

۶- زمين فوتبال

۷- پاسگاه انتظامي

۸-  مسجد جامع و مسجد محله ۵ باب

+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت 10:16 |
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در سه شنبه 24 مهر1386 و ساعت 12:21 |
        سلام دوستان میخواهم از بلوچستان بگم

بلوچستان ایران تشکیل شده از دو قسمت بلوچستان مکران که از ایرانشهر و سرباز

تا نیکشهر و اطراف ان را متشکل میشود و بلوچستان سرحد که از خاش تا زاهدان و

زابل را تشکیل میدهد.در بلوچستان مکران زندگی تا چند ده سال قبل بر اساس خان

و رعیتی استوار بود مردم می بایست از خان در هر امری اطاعت میکردند گاهی می

شد که خان ها دست به تجاوز دراز می کردند که با اعتراض مردم روبرو میشدند و در

مواردی باعث وقوع جنگ هایی میشد که جان صدها نفر را میگرفت نظیر جنک میر 

قنبر (از دلاوران روستای بنت جزء شهرستان نیکشهر)با حاکم شهرستان سرباز .

بلوچستان مکران به علت دارا بودن اب وهوایی بسیار گرم در فصل تابستان شاید

به گمان رسد که زندگی بسیار مشکل باشد اما زندگی کردن در این منطقه مردم

این دیار را مردمی بسیار خون گرم  دلاور و متعصب در مسائل ناموسی بار اورده است

تا ان جا که یکی از محققان انگلیسی به این نتیجه رسیده است که مردم بلوچستان 

تنها مردمی هستند که میتوانند به سرعت خود را با هر منطقه ای سازگار کنند یعنی

مردمی که در بلوچستان مکران زندگی میکنند قادرند خود را با هر منتقه ای با هر 

اب وهوایی وفق بدهند.این مطلب ادامه دارد................ 

+ نوشته شده توسط رحیم در دوشنبه 23 مهر1386 و ساعت 8:43 |
با عرض پوزش از دوستان به علت نفرستادن مطلب چون بنده به علت شورع کلاس ها ی دانشگاه قادر نبودم که مطلب جدیدی به وبلاگ اضافه کنم از دوستان عذر خواهی میکنم.

+ نوشته شده توسط رحیم در جمعه 20 مهر1386 و ساعت 10:36 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 14:46 |
می خواهم داستان انار شیطان را که در بند ده وبلاگ گذاشتم برای شما بنویسم.این درختان زیبا که به انار شیطان معروف هستند در دهستان ساربوک به اعتقاد قوی توسط شخصی کاشته شده اند رشد کرده اند و بسیار نیز شبیه انار واقعی میباشند اما با این تفاوت که این درختان همیشه سبز هرگز میوه نمیدهند .به اعتقاد مردم این دهستان در روزگاران قدیم  یکی از اصحاب رسول (ص)در این منطقه عبور میکرد که متوجه کشاورزی شد که در حال کاشت نهال هایی است طبق سنت پاک رسول(ص) اصحاب به ان کشاورز سلام داد ولی کشاورز بدون توجه به سلام ان اصحاب به کاشت نهال مشغول بود در اول ان اصحاب رسول گمان کرد که شاید سلام را نشنیده باشد و باز سلام کرد این بار نیز جوابی نشنید وبار سوم سلام کرد باز ان مرد سکوت کرده بود این بار ان اصحاب متوجه شد که این کسی که در حال کشاورزی است کسی نیست جز شیطان لعین پس فرمود" ان درختانی که میکاری شکوفه بدهند ولی هرگز میوه ی ان را نبینی" و چنان شد که این درختان هرساله شکوفه های زیبایی میدهند اما هرگز کسی میوه ان را ندیده است. وجالب انکه این درختان در دو منطقه  به نظم بی نظیری کاشته شده اند  چنان که اگر بدون دقت نیز به انها نگاه کنیم متوجه این نظم میشویم  این درختان در چند خط راست کاشته شده اند به طوری که هر درخت در پشت درخت دیگر به طور کامل قرار میگیرد که حتی شاخه های انها هم از یکدیکر تجاوز نمیکند.

 

 

+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 11:2 |
استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود ۵۰۰/۱۸۷ کیلومتر مربع، ۴/۱۱ درصد از مساحت کل کشور را تشکیل داده و از پهناورترین استان‌های کشور می‌باشد، که با قرار گرفتن در بین ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم تراکم‌ترین استان‌های کشور است. این استان از شمال به خراسان و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود می‌شود.


شمال استان(سیستان و بلوچستان) شمال استان، نگینی است برآمده از آبرفت‌های رودخانه هیرمند، که بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان را در خویش جای داده‌است. کوه خواجه تنها پشته بلندی می‌باشد که در منطقه مسطح سیستان خود نمایی نموده و نزد اهالی از قداستی خاص برخوردار است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلی متر را در سال دریافت می‌کند و میزان تبخیر در آن به بیش از ۵۰۰۰ میلی متر می‌رسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سالهایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می‌یابد، خشکسالی‌های مخرب توسعه پیدا می‌کند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد. وزش بادهای ۱۲۰ روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان می‌وزد در تشدید نیاز و خشکی محیط موثر است.

جنوب استان

جنوب استان نیز صدفی است که وسعت متنوع اش را با دریای عمان گره زده‌است. این وادی دارای طبیعتی کوهستانی می‌باشد. مناطق جنوبی استان با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصه‌های اساسی اقلیم منطقه‌است. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانه‌ای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از استان منابع محدود آب‌های زیر زمینی تنها امکانات تأمین آب بشمار می‌آیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده‌است (۱). با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵- ۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۸/۱۳۹ میلی متر و میانگین دمای سالیانه ۶/۲۲ درجه سانتی گراد، می‌باشد (۲). از لحاظ تقسیمات کشوری استان دارای ۸ شهرستان، ۳۲ بخش، ۳۰ شهر، ۹۴ دهستان و حدود ۶۳۰۰ آبادی می‌باشد.

 

وسعت استان و تنوع آب و هوایی ،موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده‌است. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۰۰۰/۲۵۰/۱۰ هکتار را مراتع در برگرفته‌است که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر می‌باشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح ۰۰۰/۱۵۰ هکتار با تولید متوسط حداقل ۶ تن در هکتار علوفه خشک (در مواقع غیر خشکسالی) از سرمایه‌های مهم منطقه به شمار می‌رود. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی می‌باشد شناخته شده‌است. از جمله می‌توان گونه‌های کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگل‌های استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار می‌باشد. همچنین حدود ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفته‌است.

به بیشتر اطلاعات به بلوچ میدیا [1] مراجعه شود

 

سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده‌است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده‌اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی « سکا» اخذ شده‌است. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند. «نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هریک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند.سرزمین بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل می‌دهد، در قدیمی‌ترین اسناد تاریخی به اسم «مکا» مشهور بوده و در نوشته‌های هرودت تاریخ نگار یونانی از آن به عنوان «گدروزیا» یاد شده‌است.به دنبال سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی (۲۳۰ پ- م) وی مسیر بازگشت خود از هند را «گدروزیا» انتخاب کرده‌است. پس از ساسانیان توسط اعراب مسلمان، در زمان خلیفه دوم حضرت عمر(رض) اکثر مردم این سرزمین بلافاصله به اسلام گرویدند.

قلعه کافرها واقع در کوه خاجو

از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب می‌شد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالت‌ها و ولایت‌های کشور حکومت خان خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ ه.ش پس از شکست دوست‌محمدخان بارکزائی قدرت حکومت مرکزی در این خطه تثبیت شد.

قلعه زاهدان(زاهدها) در استان سیستان و بلوچستان

 

 

+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 4 مهر1386 و ساعت 10:4 |
 

 

 

می خواستیم از بچه های ساربوک بیشتر عکس بذاریم اگه موافقین نظر بدینو این هم عکس خودم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 16:22 |
 نظر بده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت 17:0 |
 

 

 

 

 

عکس ها را دیدی نظر بده

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت 9:33 |
                                                                                  

1-ترکه ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي.

 

2-يه كباب فروشه ميره تغيير شغل ميده ميشه بساز بفروش. ولي هر چي ساختمون مي ساخته خراب مي شده. مي رن تحقيق مي كنن مي بينن هرچي ساختمون مي ساخته ميل گرداشو در مياورده

 

3-توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکپتری میزده لره جو می گیرش آرپیجی میزنه!

 

4-يه روز يه بنده خداي کردي رو مي‌برن جهنم فرداش مي‌بينن هيچکس اونجا نيست. تحقيق که مي‌کنن مي‌فهمن کرده همرو قاچاقي برده بهشت!

 

5-تركه داشته بچشو نصيحت مي‌كرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت 10:25 |
+ نوشته شده توسط رحیم در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 11:39 |
 

 

 

عکس ها رو حال کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 11:30 |
     منظره ها را حال کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت 9:55 |
عکس های دیگر ساربو ک را در ادامه مطلب ببینید...........

 

 

                                                                    نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 17:22 |
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 15:49 |
مـررچــان دل مـنــی زیــاده گــنـوک انـــت
بــه نـیـمـانـی هـزار د کّــان گــروک انـــت

مـــن هــــیـرانـان یـــــلان هــــچ نـــزانــان
زمــانـگ مـر چـی ء چــوت ءُ دو تـوک انــت

پــســات ءُضــد ءُکـــنّـــت بــر کـــرا انــت
هـسـدوار آتـش ء هـــژم ء سـچوک انــت

زمــانـگ زاهــر ء دوســت ءُ تـپـاک انـــت
بـلی پـشـتـان در ء سـک چـیر کنوک انت

کـــن ات پـرهــیـز هـزار رنـگـانـی چــال ء
دگـل بـاز سنـگر ءمان پشت ء دوک انت

نـصـیـحت ء بـگـر مُــلّا کـــــــــــــــزوری
جـهـان چـنـدان در چـگـین سر پوک انت
+ نوشته شده توسط رحیم در سه شنبه 27 شهریور1386 و ساعت 9:58 |
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رحیم در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 21:44 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 13:41 |
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 13:32 |
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 13:26 |
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 13:20 |

 

 

در سال‌1309 هجري‌ شمسي ‌در « محله‌بگان‌» واقع ‌در دو كيلومتري ‌قصرقند بلوچستان ‌در خانه ‌ملاّ يوسف‌، كودكي ‌به‌دنيا آمد كه ‌نامش ‌را دادالرحمن‌ گذاشتند. اين‌كودك‌كه‌در آينده‌به‌نام‌مولانا قاضي ‌دادالرحمن‌قصرقندي‌معروف‌گرديد از بدو كودكي‌آثار نبوغ و ذكاوت ‌سرشار بر جبينش‌هويدا بود. مولانا دادالرحمن ‌تحصيلات ‌ابتدايي‌را در زادگاهش‌نزد مولوي ‌پيرمحمد رئيسي‌فرا گرفت‌و سپس ‌به ‌قصد تحصيل‌علم‌ راهي‌هندوستان‌شد.

 ابتدادرمدرسه‌«پيرجنداءسند»مشغول‌تحصيل‌گشت‌وازمحضرمولوي‌شيخ‌محمد هيبتي ‌قصرقندي ‌استفاده ‌نموده‌و كتاب‌هاي‌گلستان‌، بوستان‌، ميزان‌و صرف‌مير را فرا گرفت‌.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 12:1 |
  لهجه های بلوچی

 

  زبانهای ايرانی دسته ای از زبانهای هند‌واروپايی اند كه با هم پيوند نزديكی دارند و اصل آنها به زبان واحدی يعنی "زبان ايرانی باستان" كه با زبان قديم هنديان آريايی نزديكی بسيار داشته ، مي پيوندند.

زبانهايی ايرانی را معمولاً ميتوان بر حسب شباهت يا جدايی صوتی و دستوری و لغوی آنها به دو دسته عمده تقسيم كرد: دسته غربی و دسته شرقی. فارسی، كردی، لری،بلوچی، لهجه های سواحل جنوبی خزرو لهجه های مركزی و جنوبی ايران همه به دسته غربی تعلق دارند. بلوچی اصولاً از گروه شمالی زبانهای غربی است و بلوچها ظاهراً از شمال به جنوب كوچ كرده اند و بعلت مجاورت با زبانهای شرقی ايرانی و ساير زبانهای هندی ازجمله هندی، سندی و براهويی بعضی لغات و صداهای آنهارا نيز اقتباس كرده است....

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 11:45 |

مکران سرزمين جاودان

 

 

 مکران اي سرزمين جاودان                         قدمتت همپايه هفت آسمان

 اي سرا و مامن آزادگان                             دور باد از دامنت دست ددان

 جاي جاي خاک تو بوي صفاست                 يادگار از مردماني با حياست

 شيرمرد و جامه غيرت به تن                      مرد جنگ و کارزار و صف شکن

 چشم تاريخ خود بود باري گواه                    بر  رشادتهاي حمل و دادشاه

 آن يلي که فوج شاهي را شکست            آن گرفته جان شيرين را به دست

 نيست شخصي غير شيرکوه سپيد            دادشاهي که جهان چون او نديد

 يک تنه رفتن به جنگ پرتغال                      دست خالي با مسلسل ها جدال

 از که آيد جز ز شاه کلمتی                        حمل غيور  و  صاحب  غيرتي

 اجنبي بر خاک تو نابرده دست                   زانکه خاکت بر بلوچ پيراهنست

 از تن ما پيرهن بيرون رود                          آن زمان که سر جدا از تن شود

 از بلوچي و بلوچ اين نکته دان                    هر چه پنداشتي ازين معني همان

 رسم او مهمان نوازي و صفا                      سر به قولش مي شود از تن جدا

 در مرامش رندي و مردانگي است            چون به غيرت در رسد ديوانگي است

 هان که ديگ غيرتش ناور به جوش             تا چو شيران ناورد بر تو خروش

 شهرهايت جنت روي زمين                       بلکه زيباتر ز فردوس برين

 آريايي شهر تو ايرانشهر                          چون سراوان هيچ کس ناديده شهر

 نيکشهرت از نکويي شهر نيک                  چابهار  چاربهارت بي شريک

 در زمستان گر کني ياد بهار                       يک سفر مي بايدت تا چابهار

 چون کنارک نيست جاي ديدنی                 در ونيز و مارسي و هم سيدني

 سرزمين  مردم   آزاده خاش                     هر دم اين خوبان به کارند و تلاش

 زاهدانت شهر غيرت شهر دين                 موطن شمشادهاي مه جبين

 بيرک و تفتان و سپيد و آهوران                 حجتي است بر اعتلاي مکران

 مکران تخت است و تفتان تاج اوست         بر سرش بادا مدام اين تاج دوست

 اي خوشــا بخت بلند آسمــــان                در جوار تک کهت دارد مکان

 بادهاي موسمي چون مي وزند                ماتم و اندوه از دل مي برند

 خوش بود نمبي و خوشاکت به وقت          وان لوارت گر چه دارد سوز و تفت

 زن فراموشي به فنوجت وزان                   مايه شادي روح است و روان

 خاطر شوهر تهي از فکر زن                      خوش بخفته راحت و آسوده تن

 وان موذن فارغ از بانگ و صلاه                    بلکه نوم و خير من حي الصلاه

 چون نگنجد وصف تو در اين مقال                بهتر آن باشد که گويم حسب حال

  مکران اي سرزمين جاودان                       قدمتت  همپايه هفت آسمان

 اي سرا  و  مامن  آزادگان                          دور  باد از دامنت دست ددان

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 11:34 |
بیا کپوت سبزین تو چه دان بال کن                                     یک گلین بام گاهی بر انگیز کن

نهنیگ تی دیم ء تو بان زولان تبز کن                                 تهـ آپین ملکا  په شپا گواز کن

باگین هیدوچ ء تو ساهتی خیز کن                                    نند منی براتانی نیمگا راستین

دی منی سلامان یک برا درستین                                    چست بو برزا په شرقی نیمگا

گورا گندی دوست و دلبری جاها                                       گورا برو تیز په حکم ء الله ء

نند منی دوست کل ء پیش گاه ء                                     دی آواز منی دوست و دل واه ء

هست ترا دوستی نهنگ ء آی ءآیدستء                         چون منا کاسد کو دلبر جان تی جاها

من باندا پدا ء راوان هما دست ء                                  گوش دار آی مرغ منی هالان

واب و آرام ء نی هیت منی وتی جاها                          منی چنی نی یان په کدرت شاه ء

اگر بیت ترا اومان په وتی ماه ء                                   گورا بیا وتی دوست دلبر ء جاها

                                  کم ء کی ترسی تو حاص منی منی جاها

 

                                                                                                         شاعر گمنام هیدوچی

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 25 شهریور1386 و ساعت 11:31 |


Powered By
BLOGFA.COM